هدیه ای از طرف خدا

عکس اب بازی

دخترگلم عسلکم کافیه شیر اب جایی باز باشه مگه میشه جلوتو بگیرم  هر جوری هست باید اب بازی کنی منم یروز شیر ابو باز کردم و تو هم حسابی اب بازی کردی و اخرش سردت شده بودو میلرزیدی ...
18 مهر 1393

عکس

وقتی که عید بود یعنی عید 93 و همگی رفته بودیم همدان بابایی از اونجا این کلاه و برای شما دخترم خرید اما النا خانم با گذاشتن کلاه و روسری سر کردن کاملا مخالفه و سریع درشون میاره ...
5 مهر 1393

عکس

این برای وقتی هست که النا خانم شیطونی میکنه و همه چیزو بهم میریزه و من هم چاره ای نمیبینم جز اینکه زندونیش کنم تو کارتون و اسباب بازی هاشو بریزم جلوش تا بازی کنه که البته این شرایطم زیاد طول نمیکشه ...
5 مهر 1393

عکس ماست خوردن

اینم یه عکس که النا خانم دارن ماست میخورن و الان جدیدا باید خودشون غذا بخورن اونم با قاشق چنگال چاقو در نهایت با دست که اگه دستاشم بگیرم با پاهاش   ...
9 شهريور 1393

عکس

مامان جونم کلا بدخوابی تا صبح مثل فرفره میچرخی و خوابیدنت انقد بامزه وخنده داره که دوست دارم همش نگات کنم اینم دو مورد از اون خوابا که تو یکیش تو تابت خوابت برده           ...
8 شهريور 1393

خونه خاله فاطی

وقتی النا خانم تو حیاط خاله فاطی اینا که خیلی با صفاست میچرخیدو برای اولین بار زردالو نوبر تو زندگیش میخورد و بعدشم بهش حساسیت داشت و بدنش دونه زد.       ...
8 شهريور 1393